گسلهاي كواترنري ايران
1) گسل نه شرقي
گسلي است معكوس با شيب زياد و روند N-S در شرق نهبندان به طول 200 كيلومتر كه رسوبات كواترنر را قطع كرده است. در 8 مارس 1928, زمينلرزهاي با بزرگاي 25/5 در نهبندان ثبت شده كه بسياري از خانهها را ويران كرد. زمينلرزه ممكن است در اثر اين گسل ايجاد شده باشد.
2) گسل شرقي- غربي (تهران)
در 200 متري شمال گسل تلويزيون (رسوبات آبرفتي تهران) يك گسل راندگي بخش شرقي خيابان جردن را قطع كرده است. شيب آن 30 درجه به سمت جنوب بوده و جابجايي حدود cm 400 در راستاي شيب را نشان ميدهد.
3) گسل گرون
اين گسل بخشي از گسل اصلي جوان است كه در زمينلرزه نهاوند 16 آگوست1958 فعاليت مجدد از خود نشان داد. به موازات گسل نهاوند, اين گسل در 10 كيلومتر جنوب غربي واقع شده و به طول 25 كيلومتر از تزناب در جنوب شرق تا تقاطع با رودخانه گاماسياب و گسل صحنه قابل پيگيري است. در بيشتر طول خود, اين گسل مرز
4) گسل شرقي-غربي در منطقه عباس آباد
جنوب غربي دره نهاوند را مشخص ميكند در انتهاي شمال غربي گسل, گسل از كوهستان جدا شده و به رسوبات رودخانه اي وارد ميشود كه با برآمدگي توپوگرافي با ارتفاع چندين متر قابل پيگيري است. اين بخش طي زمينلرزه 1958 فعاليت كرده است. فعاليتهاي جوان گسلهاي نهاوند و گرون با جابجايي رسوبات كواترنر و جديد رويداد گسلش زمينلرزهاي به اثبات رسيده است.
گسلهاي گرون و نهاوند, منطقه هاشور خورده زير 1500 متر ارتفاع دارد, افتگاه گسلي زمينلرزه 1958, با خطوط ضخيمتر نشان داده شده است. شمارهها به ترتيب رومركز زمينلرزههاي زير هستند. 1- پيشلرزه 15 آگوست 1958(Mb=4.4), 2- پيشلرزه 16 آگوست 1958 (Mb=4.75), 3- زمينلرزه 16 آگوست 1958 (Mb=6.6), 4 و 5- رخدادهاي 2 آوريل 1960, 6- زمينلرزه 24 مارس 1963 كارخانه 7- لرزشهاي جنوبيتر در گسل نهاوند (14 اكتبر 1961)
5) گسل گوك
اين گسل توسط زمين شناسان يوگسلاو در سال 1972 بنام گسل سروستان شناسايي و معرفي شد. گسل آثار حركتي در كواترنر نزديك گوك (جنوب شرق كرمان) و جنوب بدخوش نشان ميدهد. . لازم به توضيح است كه در طول تاريخ، کرمان با زمينلرزههای متعددی اجين بوده است. رويداد زمينلرزههای تاريخی و صدة بيستم در زرند، کوهبنان، گلباف، راور، بردسير، سيرک، جوشان، سرآسياب، کوهپايه، درتنگل، ماهان، لالهزار و گوغر سبب شده است که اين استان بعنوان يکی از لرزهخيزترين مناطق ايران شناخته شود. با توجه به سابقة لرزهخيزی اين منطقه، گسل گوک (گلبافت) نزديکترين روند گسلی جنبا و لرزهزا رومرکز دستگاهی اين زمينلرزه است. اين گسل با طولی حدود 100 کيلومتر و روند شمال، شمال باختری – جنوب، جنوب خاوری از باختر بم تا باختر شهداد گسترش یافته است. این گسل بعنوان یکی از جنباترین روندهای ساختاری در کل استان کرمان مطرح است. (به عنوان مثال زمينلرزههاي با بزرگاي 7.3 و 6.6 ريشتر در 1981 كه به ترتيب 1500 و 3000 كشته برجاي گذاشتند). ساز و کار این زمینلرزه امتداد لغز با مولفه بزرگ راستالغز راستگرد است.
6) گسل جبار
گسلي است با روند N-S در شرق دشت بياض كه به عنوان شاخه ديگر سيستم گسلهاي مزدوج براي گسل لرزهزاي زمينلرزه دشت بياض محسوب ميشود. جابجايي راستالغز راستگرد در حدود 3 كيلومتر براي آن قابل تصور است. تعدادي رومركز لرزهاي در نزديكي گسل جبار ثبت شده است.
7) گسل جيرفت
شاخهاي از گسل سربيزان در دشت جيرفت كه رسوبات كواترنر را قطع كرده و حركت احتمالي راستالغز راستگرد دارد, يك رومركز با بزرگاي كم و عمق 60-90 كيلومتر در نزديكي كهنوج روي گسل ثبت شده است.
8) گسل كهورك
يك گسل اصلي كواترنر با راستاي NNE-SSW است كه بلوك لوت را در شرق محدود ميكند. بخش غربي گسل پايين افتاده است (بلوك لوت). اين گسل از 70 كيلومتري جنوب نه آغاز و در بخش شمالي آتشفشان بزمان در جنوب خاتمه مييابد. روستاي كهورك در بخش غربي گسل واقع است. دو رومركز بر روي گسل ثبت شده است.
9) گسل كلمرد
بخش شمالي اين گسل در شيرگشت بنام گسل چاه سرب شناخته شده است كه در بخش جنوبي توسط آقانباتي (1975) بنام گسل كلمرد نامگذاري شده است. گسل پهنه وسيعي از ميلونيت داشته و تا زمانهاي اخير فعال بوده است. دامنه تند با شيب به سمت شمال غرب در شمال شرق چشمه شورم، افتگاه گسلي محسوب ميشود كه مرز تندي با دشت هموار مجاور ميسازد. اختلاف ارتفاع دشت در دو طرف حدود 200 متر است.
در شيرگشت گسل رخسارههاي پرمين و ترياس را از يكديگر جدا ميسازد، گروه طبس به خوبي در شرق گسل گسترش يافته ولي در غرب گسل بسيار ناچيز است. 50 – 40 كيلومتر جابجايي افقي بخش غربي به سمت شمال، شمال شرق در راستاي گسل وجود دارد. گسل به احتمال قوي راستالغز راستگرد بوده است.
براساس نقشه آقانباتي (1975) گسل كلمرد در بخش مياني دو منطقه ساختاري را از يكديگر جدا ميسازد. كلمرد يك گسل قديمي با دوره فعاليت مختلف است. اين گسل با طول 250 كيلومتر در راستاي NNE-SSW توسعه يافته است و ساز و كار معكوس با مولفه بزرگ راستالغز دارد. هيچ رو مركزي (1976-1900) بر روي گسل به ثبت نرسيده است.
10) گسل كرهبس
اين گسل در سال 1974 توسط ريكو بدين نام اسم گذاري شده است. در جنوب دشت ارژن با ساز و كار راستالغز راستگرد، طاقديسي را در حدود 10 كيلومتر جابهجا كرده است. راستاي آن N-S بوده كه در انتها با چرخش به سمت شرق به گسل تراستي در كمربند زاگرس چينخورده تبديل ميشود.
11) گسل كاشان
رسوبات دشت كاشان توسط گسل به سمت شمال شرق رانده شده است. شيب گسل احتمالا 80 درجه به سمت جنوب شرق است. كاشان در طي زمينلرزههاي تاريخي تخريب شده است. هيچ رومركزي بر روي گسل كاشان ثبت نشده است (76 - 1900).
12) گسل كازرون
گسلي شمالي - جنوبي در 15 كيلومتري غرب كازرون با طول 45 كيلومتر كه آثاري از جابهجايي كم راستگرد نشان ميدهد. احتمالا اين گسل مرز موثر گنبدهاي نمكي در غرب بوده كه خود با دو گنبد نمكي همراه است. سه رومركزي كه ظاهرا با گسل مرتبط است در اوايل شروع ثبت اطلاعات دستگاهي (1930، 1934 و 1936) روي دادهاند. گسل ديگر در چند متري گسل كازرون در شاهصالح وجود دارد كه توسط رسوبات كواترنر پوشيده شده است. دو زمينلرزه كوچك در 15 ژانويه 1967 و 23 اكتبر 1971 در نزديكي گسل كازرون به ثبت رسيده است كه باعث تخريب كمرج شد. خرابيها و تغيير شكلهايي بر اثر زمينلرزه مذكور رويداده است. به نظر ميرسد گسل لرزهزا در فاصلهاي از گسل زمينشناختي قرار داشته باشد.
13) گسل تراستي كواترنر بين كردان و كرج
ريبن 1966 تغيير ناگهاني شيب بين سازندهاي هزار دره و كهريزك بين كرج و كردان را گزارش كرده است. در بخش ديگر دره كرج يك برآمدگي توپوگرافي مشخص، عبور گسل تراستي را منعكس ميسازد. در قطعه شمالي رسوبات قديميتر به سمت شمال و شمال غرب شيب داشته در صورتيكه در قطعه جنوبي تقريباً قائم هستند. اثر سطحي راندگي با چشمهها مشخص شده است.
14) گسل كوهبنان
يك ساختار اساسي با روند NW-SE در شمال غرب كرمان است كه براي اولين بار توسط هاكريد (1962) معرفي شده است. جابجايي راستگرد آبراههها در 80 كيلومتري جنوب كوهبنان گزارش شده است. گسل به سمت شمال شرق خميده شده و احتمالاً با كمي تغيير جهت به طول 900 كيلومتر تداوم مييابد. در بخش شرقي زرند، سازندهاي كامبرين پيشين بر روي سازندهاي جوانتر ترياس و پالئوزوئيك به سمت غرب رانده شده است. شواهد از جابجايي واضح طي كامبرين تا پليو- پليستوسن حكايت دارد ولي هيچ جابجايي طي عهد حاضر در آن رخ نداده است. اين گسل رسوبات كواترنري را قطع ميكند و ميتواند به عنوان يك گسل فعال با چندين زمينلرزه ثبت شده در نظر گرفته شود. سازو كار آن فشاري ـ انتقالي راستگرد با شيب زياد به سمت شمال شرق است.
15) گسل جوان اصلي
گسل راستالغز راستگرد كواترنري در جنوب غرب ايران مركزي و شمال شرق كمربند زاگرس چين خورده قرار دارد. اين گسل شامل قطعات مختلفي بوده كه از جنوب شرق عبارتند از: گسل درود, گسل نهاوند, گسل گرون, گسل صحنه, گسل مرواريد و گسل پيرانشهر. زمينلرزه دينهور در 1008 و 912 ميلادي, زمينلرزه سيلاخور 1909, زمينلرزههاي نهاوند 1958 و زمينلرزه كارخانه 1963 از جمله زمينلرزههاي ثبت شده بر روي اين گسل است. ساز و كار گسل راستالغز راستگرد بوده كه با تغيير شكلهاي رسوبات كواترنر همخواني دارد. ساختار كلي گسل مابين 33 تا 35 درجه عرض شمالي قرار داشته و نمونه اي از پهنه برشي راستگرد در مراحل اوليه تشكيل و تكامل ساختاري را نشان ميدهد
16) گسل مارون
گسل معروف مارون در شمال غرب گسل آغاجاري و در كمربند زاگرس چين خورده قرار داشته و طولي نزديك به 50 كيلومتر با روند NW-SE دارد. اين گسل به صورت تراستي عمل كرده و مرز گسلي تاقديس مارون و دشت مجاور را ميسازد.
17) گسل ميانشاه
اين گسل گسلي معكوس با شيبزياد و فعال در كواترنر است كه در 14 كيلومتري شمال ميناب قرار دارد. روند گسل N168E ,54 NE و طول آن نزديك به 20 كيلومتر است.
18) گسل ميناب
گسلي تقريباً شمالي ـ جنوبي در شرق ميناب بوده كه بين فليشهاي زندان (اليگوميوسن) در شرق و سازند آغاجاري در غرب واقع شده است. اين گسل ساختار اصلي جداكننده كمربند چينخورده زاگرس در غرب و پهنه مكران در شرق ميباشد. در قسمت شرق جاده رودان در رودخانه دهنهشري مقطع قائم خوبي از گسل وجود دارد كه چندين پهنه برشي قائم با خطوارههاي قائم و افقي، چينهاي كشيده و طاقديسهاي رورانده در آن به چشم ميخورد. به نظر ميرسد گسل داراي حركت اصلي قائم با مولفه كم افقي است.
19) گسل مرواريد
بخشي از گسل اصلي جوان محسوب ميشود كه با روند N310 - 315 در نزديكي كامياران واقع است. اين گسل حد شمال شرقي سنگهاي ولكانيكي بازيك منطقه را ميسازد. رومركزهايي در بالاتر از عرض 35 درجه شمالي روي گسل ثبت شده است.